سیاست واردات خودرو در سالهای اخیر بیش از گذشته به سمت حمایت از خودروهای کم مصرف و برقی حرکت کرده است؛ موضوعی که در ساختار تعرفههای واردات نیزدیده میشود.
به گزارش پایگاه خبری خودروهای تجاری (سیونا)، در حالی که خودروهای تمام برقی در واردات تجاری با حقوق ورودی ۴ درصد مواجهاند، این نرخ برای خودروهای بنزینی بر اساس حجم موتور افزایش پیدا میکند و برایخودروهای پرحجم به ارقام بسیار بالاتری میرسد.
این فاصله تعرفهای در نگاه نخست میتواند نشانهای از تلاش سیاست گذار برای تغییر الگویمصرف خودرو در کشور باشد؛ به این معنا که خودروهای برقی با هزینه ورودی پایینتری وارد شوند و در مقابل، خودروهای پرمصرف و دارای موتورهای بزرگتر با هزینه بیشتری مواجه باشند. با اینحال، پرسش اصلی اینجاست که آیا کاهش حقوق ورودی به تنهایی میتواند خودروهای برقی را به گزینهای جدی برای خریداران ایرانی تبدیل کند؟
تجربه بازار نشان میدهد پاسخ این پرسش چندان ساده نیست. قیمت نهایی یک خودروی وارداتیتنها به حقوق ورودی محدود نمیشود و هزینه خرید خودرو در مبدا، نرخ ارز، حمل و نقل، بیمه،مالیات، عوارض و هزینههای مربوط به شماره گذاری نیز در قیمت نهایی اثرگذارند. بنابراین حتیزمانی که یک خودرو از امتیاز تعرفهای قابل توجهی برخوردار است، این مزیت لزوما به همان نسبت در قیمت پرداختی مصرف کننده دیده نمیشود.
مقایسه قیمت یک خودروی برقی اقتصادی در بازارهای خارجی با قیمت آن در ایران، تصویریروشنتر از این فاصله ارائه میدهد. برای نمونه، Dongfeng BOX که یک خودروی تمام برقیشهری با باتری ۴۲.۳ کیلووات ساعتی و برد حدود ۳۱۰ کیلومتر است، در بازار پرتغال در مرداد ۱۴۰۵ با قیمت ۲۳ هزار و ۵۰۰ یورو برای مصرف کننده عرضه شده است. در ایران، همین خودرو با نام «نامی باکس» در یکی از عرضههای خودروهای وارداتی تیرماه ۱۴۰۵، قیمت قطعی حدود ۳میلیارد و ۹۶۰ میلیون تومان داشته است.
البته مقایسه مستقیم قیمت دو بازار بدون در نظر گرفتن نرخ ارز، مالیات، هزینه حمل، استانداردهای واردات و سایر هزینههای قانونی نمیتواند نشان دهنده میزان سود یا هزینهواردکننده باشد، اما یک نکته را روشن میکند؛ حتی خودرویی که از پایینترین نرخ حقوق ورودیبرخوردار است، الزاما در بازار ایران به خودرویی ارزان قیمت تبدیل نمیشود. در واقع، تعرفه تنها یکی از حلقههای زنجیرهای است که قیمت نهایی خودرو را شکل میدهد.
از سوی دیگر، خودروهای برقی هنوز با مسئلهای فراتر از قیمت خرید مواجهاند. زیرساخت شارژ، دسترسی به ایستگاههای مناسب، زمان شارژ و امکان استفاده از خودرو در سفرهای طولانی،همچنان بخشی از دغدغه خریدار ایرانی است. در چنین شرایطی، پایین بودن تعرفه واردات اگرچه میتواند هزینه ورود خودرو را کاهش دهد، اما نمیتواند به تنهایی تمام موانع توسعه بازار خودروهای برقی را برطرف کند.
موضوع خدمات پس از فروش نیز اهمیت ویژهای پیدا میکند. خودروهای برقی از نظر قوای محرکه با خودروهای بنزینی تفاوت دارند و تعمیر و نگهداری آنها نیازمند دانش فنی، تجهیزات تخصصی و دسترسی به قطعات مناسب است. هرچه تعداد برندها و مدلهای وارداتی افزایش پیدا کند، ایجاد شبکهای پایدار برای تامین قطعات و ارائه خدمات فنی نیز اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. در غیراین صورت، مزیت اولیه یک خودروی کم تعرفه ممکن است در ادامه مالکیت، تحت تاثیر هزینههاینگهداری و محدودیت خدمات قرار گیرد.
ضمن آنکه تفاوت میان خودروهای برقی و هیبریدی نیز در سیاست تعرفهای قابل توجه است. برایواردات تجاری، خودروهای تمامبرقی در پایینترین سطح تعرفه قرار دارند و خودروهای پلاگینهیبریدنیز از نرخ ۱۵ درصدی برخوردارند؛ در حالی که خودروهای بنزینی با افزایش حجم موتور، با تعرفههای سنگینتری مواجه میشوند. این ساختار نشان میدهد سیاست گذار تلاش کرده است میان نوع قوای محرکه و میزان هزینه ورود خودرو ارتباط برقرار کند.
با این حال، بازار خودرو تنها بر اساس سیاست تعرفهای حرکت نمیکند. قدرت خرید خانوارها، قیمت ارز، شرایط فروش، امکان تأمین قطعات و حتی میزان اعتماد مصرف کننده به فناوری جدید،در تصمیم نهایی خریدار نقش دارند. خودروی برقی ممکن است روی کاغذ از یک مزیت تعرفهایبزرگ برخوردار باشد، اما اگر قیمت نهایی همچنان از توان بخش بزرگی از جامعه خارج باشد یانگرانی درباره شارژ و خدمات پس از فروش وجود داشته باشد، این مزیت نمیتواند به افزایشگسترده تقاضا منجر شود.
از منظر سیاست گذاری نیز، کاهش تعرفه زمانی میتواند اثر خود را نشان دهد که سایر حلقههایزنجیره همزمان تقویت شوند. توسعه زیرساخت شارژ، ایجاد شبکه خدمات پس از فروش، تضمینتامین قطعات و ایجاد ثبات در مقررات واردات، عواملی هستند که میتوانند در کنار تعرفه پایین،مسیر ورود خودروهای برقی به بازار را هموار کنند. در غیر این صورت، ممکن است سیاستتعرفهای به جای آنکه موجب فراگیر شدن خودروهای پاک شود، صرفا هزینه ورود گروه محدودی از خودروهای برقی را کاهش دهد.
بازار خودرو ایران اکنون با یک تناقض رو به رو است؛ از یک سو سیاست تعرفهای برای خودروهایبرقی امتیاز قابل توجهی در نظر گرفته و از سوی دیگر، این خودروها هنوز برای بخش بزرگی از مصرف کنندگان به گزینهای در دسترس و روزمره تبدیل نشدهاند. به نظر میرسد فاصله میان تعرفه پایین و خودروی ارزان و قابل استفاده برای عموم همان نقطهای است که سیاست گذار باید برای پر کردن آن، علاوه بر تعرفه، به زیرساخت، خدمات و قدرت خرید مصرف کننده نیز توجه کند.
گزارش: آزاده باقری


























