تهران این روزها برای بسیاری غریبه شده است؛ شهری که سالها با ترافیک قفلشده، بزرگراههای بیحرکت و خیابانهای خسته شناخته میشد، حالا در بعضی ساعتها نفس میکشد.
به گزارش پایگاه خبری خودروهای تجاری (سیونا)، اما این خلوتی غیرمنتظره، آنطور که بعضی مسئولان میگویند، الزاماً نشانه موفقیت مدیریت شهری نیست؛ بلکه شاید نشانه یک تغییر تلخ اقتصادی و اجتماعی باشد.
در ماههای اخیر، همزمان با موج تعدیل نیرو در شرکتها، رکود پروژههای عمرانی و تعطیلی یا کوچکشدن بخشی از کسبوکارها، حجم رفتوآمد روزانه در تهران کاهش محسوسی پیدا کرده است.
بسیاری از شرکتها نیروهای خود را تعدیل کردهاند، بعضی دورکاری را دائمی کردهاند و گروهی از کارمندان و کارگران نیز بهدلیل هزینه سنگین زندگی، ناچار به ترک تهران شدهاند؛ اتفاقی که کارشناسان از آن با عنوان «مهاجرت معکوس اقتصادی» یاد میکنند.
تهران سالها شهری بود که همه به آن مهاجرت میکردند؛ برای کار، درآمد و فرصت. اما حالا برای بخشی از طبقه متوسط و پایین، پایتخت دیگر نه فرصت، بلکه هزینه است.
اجارههای سنگین، تورم، فرسودگی روانی و ناامنی شغلی باعث شده برخی خانوادهها زندگی در شهرهای اطراف یا حتی بازگشت به شهرستانها را ترجیح دهند.
نتیجه این تغییرات، در خیابانها دیده میشود؛ بزرگراههایی که در برخی ساعات روانتر شدهاند، خطوط مترویی که کمی خلوتتر به نظر میرسند و مناطقی اداری که دیگر شلوغی سابق را ندارند.
اما پشت این آرامش ظاهری، یک واقعیت نگرانکننده وجود دارد:
کاهش ترافیک، همیشه نشانه توسعه نیست؛ گاهی نشانه کاهش تحرک اقتصادی است.
در بسیاری از کلانشهرهای دنیا، خلوت شدن ناگهانی خیابانها معمولاً با رکود، بیکاری یا تغییرات شدید اقتصادی همراه است. تهران هم حالا در وضعیتی مشابه قرار گرفته؛ شهری که بخشی از ساکنانش دیگر توانِ ماندن، کار کردن یا حتی رفتوآمد روزانه در آن را ندارند.
برخی کارشناسان هشدار میدهند اگر این روند ادامه پیدا کند، تهران ممکن است وارد مرحلهای تازه شود؛ شهری با ترافیک کمتر، اما اقتصاد ضعیفتر و طبقه متوسط کوچکتر.
شاید برای اولینبار در سالهای اخیر، تهرانیها در ترافیک کمتر کلافه شوند؛
اما سؤال اصلی اینجاست:
وقتی خیابانها خلوت میشوند چون مردم کار ندارند یا شهر را ترک کردهاند، آیا این آرامش واقعاً خبر خوبی است؟
گزارش: فرنوش آبا

























